تبليغاتX
دفاع مقدس - ناخواسته فاسد می شویم ، فساد تدریجی است!( در لفافه با خودمان!)
ناخواسته فاسد می شویم ، فساد تدریجی است!( در لفافه با خودمان!)

خوش منبری بود شب عاشورا...

می گفت قاتل حسین(ع)  از اول قاتل حسین( ع) نبود، تدریجی قاتل حسین(ع) شد...!

اول نامه نوشتند که حسین(ع) جان بیا که در رکابت شمشیر میزنیم...

بعدها دلهایشان با حسین(ع) شد و شمشیرهایشان با یزید! و حکایت قلوبهم معک و سیوفهم علیک...!

بعد تر ها با خودشان گفتند ناچارا به یزید چراغ سبز نشان میدهیم اما انشالله که ماجرا فیصله پیدا می کند...

بعد تر از ان ماجرا جدی شد، گفتند نمی رویم به جنگ اما مجبور شدند...

بعد از ان گفتند می رویم وسط راه بر می گردیم...

ابن زیاد فهمید و مامور گماشت تا هر که برگشت گردن زنند...

گفتند می رویم انشالله که جنگ نمی شود...

اما ماجرا جدی تر از این حرفها بود، موعظه های حسین(ع) هم در صبح عاشورا افاقه نکرد...

فرمان رسید تیرها را در چله کمان کنید...

گفتند ما هم  تیری محض خود نمائی رها می کنیم چه معلوم در میان این تیرها، تیر ما به هدف بخورد...؟

اما...

.

اما پیکر حسین(ع) پر از تیر شد...

به همین راحتی...!

.

بعدها پشیمان شدند اما چه سود که دیگر تیرهایشان بر جان حسین(ع) اثر کرده بود...

تازه فهمیدند که چه شوخی شوخی و محض الکی قاتل حسین(ع) شدند...

شاید روزی که نامه فدایت شوم برای حسین فاطمه (س) می نوشتند در مخیله شان هم نمی گنجید که روزی پیکر او مملو از تیرهایشان خواهد شد...

.

اری، تدریجا قاتل حسین(ع) شدند و شاید ناخواسته ...

و حکایت همچنان باقی است و هر منکری به یکباره از ما سر نمیزند، حتی قاتل حسین(ع) شدن هم شاید تدریجی است...

تدریجا به منکرات مبتلا می شویم و شاید ناخواسته...!

من و تو هم از این قاعده مستثنی نیستیم ...

اول ، خواهر و برادریم و دوست...

بعد ، خواهر و برادر تر و دوست تر...

بعدتر ها ممکن است کار به جاهای باریک تر هم بکشد...!

ناخواسته البته...!

چه میدانی؟! ، خدا توجیه را از ادم نگیرد ...!

مهم این است که ناخواسته فاسد می شویم...

فساد هم تدریجی است...

و البته ناخواسته میمیریم...

اما...

.

.

.

.

« مرگ تدریجی نیست... »

اضافات:

- یوسف چرافرار می کنی ... " ان النفس لامارة بالسوء الا ما رحم ربی..."

اما تو یوسفی، پیغمبر خدایی... آدمیزاد ...!

- من و تو هم حتی اگر یوسف باشیم باز هم ان النفس لامارة بالسوء صادقه ... الا ما رحم ربنا...!

- عرفه تو حرم اقا زیر بارون جای همتون خالی بود...

- وقتی سخنان چند سال پیش رهبری رو می شنیدم در مورد اینکه دشمنان هر کشوری رو که می خوان سرنگون کنن در اون کشور فساد رو رواج میدن تا به مرور از درون متلاشی شه  تارهای قلبم به لرزش در اومد! و در این صورت تذکر در مورد فساد ایا غیر از دفاعی مقدس است؟

- اصلا برام مهم نیست که 9 میلیون بسیجی داریم مهم اینه که یه مشت بسیجی واقعی داشته باشیم که سیاهی لشگر نیاید به کار / یکی مرد جنگی به از صد هزار...( چه ربطی داشت بعدا می گم!)

- حالا برو بشین چت کن ، برو تو بازار قدم بزن دلت باز شه قصه امروز ما به سر رسید! فقط یه جورایی مواظب این یارو ، استدراج هم باش!

- ای قشنگ،ای واژه های بهتر ، ای حلواشکری، ای لیمو شیرین،ای نون قندی، ای یارو !( اینم واسه اونی که تو پست قبلیم گفته بود از واژه های بهتری استفاده کنم!)

- دست اخر طبق معمول از من به خودم و شما نصیحت ، " بیاید بزرگ شیم!"

 

اضافات بعدا اضافه شده :

- این پست شیرین ترین پستی بود که در طول دوران وبلاگ نویسی نوشته بودم و بعد از نوشتنش حال خوشی بهم دست داد چرا که فکر کنم از سر درد بود و تعدادی از دوستان هم با خوندن این پست اومدن و درباره این موضوع با هم حرفیدیم اینقدری که خسته شدیم! و گویا این درد اونها هم بود و مشکل خیلی از ما و چه زیباست که بدونیم تو زندگی هر چیزی اداب و رسومی داره و حدود خاص خودش رو که ما ملزم به رعایت این حدود هستیم و ممکنه که من دوستان اینترنتیم رو خیلی دوست داشته باشم اما باید خدا رو دوست تر بدارم که خدایی ناکرده دوستان اینترنتی که قرار است همدیگه رو به خدا نزدیکتر کنیم ناخواسته سبب دوری ما از خدا نشوند و ما سبب دوری انها از خدا...!

 

 

- اَلهمَّ اغفِر لی و لِوالِدَیَّ وَارحَمهُما کَما رَبیانی صَغیرا...

 

| [ابتدای مطلب] | [ابتدای صفحه]
روز: جمعه سی ام آذر 1386 ، ساعت: 14:1 ، نگارنده: ارمینه |
باز نشر مطالب « دفاع مقدس » طبق توافقنامه Creative Commons تنها با اشاره به نام منبع آزاد است .
Copyright 2007 . All Right Reserved
مطالب پیشین
اول | قبلی | بعدی | آخر
معرفی کتاب
اول | قبلی | بعدی | آخر
موبایل اسلامی(نرم افزار)
- قران کریم با امکان جستجو
- نهج البلاغه
- صحیفه سجادیه
- دعای کمیل
- زیارت عاشورا
- دعای عهد
- اوقات شرعی
- ذکر ایام هفته
اول | قبلی | بعدی | آخر
کلیپ صوتی
- نامه دختر شهید ناصری به پدرش
- ابوالفضل سپهر 5 (دلبران)
- ابوالفضل سپهر 4 (دلبران)
- ابوالفضل سپهر 3 (دلبران)
- ابوالفضل سپهر 2 (دلبران)
- ابوالفضل سپهر 1 (دلبران)
اول | قبلی | بعدی | آخر
کلیپ تصویری
- سامی یوسف 4
- سامی یوسف 3
- سامی یوسف 2
- سامی یوسف 1
اول | قبلی | بعدی | آخر
سرویس عکس
امير لشكر عشق
باید رفت
پرچمدار
آخرين خنده ها
بدون شرح
انگار هیچ خبری نیست
خواب راحت
خاطره بزرگان
عكس سه نفره
اول | قبلی | بعدی | آخر
درباره ما
تصویر وبلاگ

شهدا را به این خاطر دوست داریم که با ما هستند!
هر چند ما با شهدا نیستیم....

نویسندگان
باران
قرار شبانه
راوی
حمید بزم شاهی
ارمینه
جسد زنده
ستاره دریایی
بازمانده
اصف
سید(ة)
آزاد
جستجو
.... در حال بارگذاری
آرشیو موضوعی
اجتماعی
پژوهشی
دلنوشت
متفرقه
جامعه اسلامي
آرشیو تاریخی
آذر 1388
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
دوستان وبلاگی
یه مسافر
قرار شبانه
باران
پله پله تا ملاقات خدا
ارمینه
صراحت
ستاره دریایی
کانال ماهی
ایستگاه اخر ...بهشت
پروانه ی مهاجــر
شاهد
پرستوی مهاجر
جسد زنده
روايت هاي آسماني
فدک
خاكم
پایگاه وبلاگ نویسان ارزشی
هیئت مجازی شهدای گمنام
یک بشقاب روانشناسی با سس سیاست
صبح سوخته
عطش!
مجاهدین
واژگون
سرلشگر شهید حاج احمد کاظمی
کربلای 6
شهید امر به معروف زوبونی
افلاکیان
همفکری
پرواز تا بیکران
بازمانده
مهر و وفا
بجا مانده
خادم الرضا(ع)
کبوترانه
ذیغارنشین
ناگفته ها
اسمانی
اکینا نیوز
بهلول (خرناس بلا)
کربلای جبهه ها یادش بخیر!
دستنوشتهاي يك كج ومعوج16+1=17
پرواز تا ناکجا ابادها
دست نوشته های یک ...!
مبارز (یک بچه مسلمون)
اخبار و رویدادهای جنجالی
يونس نوشته ها
دل نوا (فوق تخصص بیماریهای عصبی!)
خدا داند...
آخرین دوران رنج
آمار وبلاگ
اطلاعات وبلاگ

Powered For
BLOGFA.COM

طراح قالب: تیم پشتیبانی وبلاگ
بازسازی قالب: WindowsLab